بمیرم برات
اشکی سرازیر شد
یکی از چشاش بسته بود
اشک راه خودش را روی گونه تکیده پدرم باز کرد
و افتاد روی پیراهن ابی اش
دلم کباب شد
اف بر این بیماری
پدرم را اب کرده است
نای راه رفتن و نای حرف زدن ندارد
و زندگی به چه درد می خورد
به خدا به این اخر کاری نمی ارزد
و برای بودن ما چه منتی بر سرمان می گذارند
امده ایم که گروهی به بهشت در اییم
و گروهی به جهنم
که چه بشود
همین
پدرم هنوز ذکر می گوید
و من نمی دانم راز این بودن را
نگویید عبث نیافریده شده ایم
حکمتی در کار است
چه حکمتی
یک عمر نماز خوانده است
یک عمر به پاکی زیسته است
نه کسی را ازرده است
و نه حق کسی را بالا کشیده است
و اکنون بر دار بیماری گرفتار است
خدایا پدرم را خوب کن
در انتظار است
به شهر کاشان
دعا کنید پدرم را
ماه من امد
در شب تاریک
دلم روشن شد
خواب بودم
پشت پلکم نوری امد
و رویایی در دلم جوانه زد
خودش بود
سبکبال و بی خیال
شب سیاهم نورانی شد
و هزاران نرگس در دلم رویید
و هزاران افتاب در دل شب تابید
شادی که بیاد غم فرار می کنه
شادی تو دل منه
اون زیر خوابیده تکونش بده
بیدار می شه
مثل غنچه وا می شه
نزار بخوابه
شادی را می گم و گرنه غم می مونه
چشات که باز می کنی
منو تو اغوش خودت می بینی
سر می خورم تو دلت
وای چه دلگرمی
من این دلگرم دوست دارم
تو چشات می شه پرواز کرد
اسمون چشات ابیه
مواظب چشات باش من اون توام
منو می بینی
نه می دونی یه دوست امده تو خونه ات
من تو دلتم تو چشات نیستم اونجا را نگرد
چشای تو دل منه
دل منم تو دل تو
وای چی می شه
خدا داره مارا نگاه می کنه
این شادی پایانی نداره
لحظه های شیرین سبک اند
لحظه های تلخ سنگین اند
و من در میانه تلخ و شیرین زندگی گرفتارم
گاه از زندگی خود راضی ام
و بیشتر از زندگی ناراضی ام
غم نداری ازارم می ده
دستم به خدا که نمی رسه
خدا می گه من نزدیک توام
تو دل توام
پس چطور حرف منو گوش نمی کنه
یه بار هم شده خدا تو بیا سورپریز کن
یه دفعه وسط شب اسمونو روشن کن
می دونی چی می شه
همه اونایی که شبا نقشه می کشن رسوا می شن
اخه می دونی شیطونا شبا خیلی فعالند
شاید این طوری غم هم فرار کنه
و شادی برای همیشه بمونه

سلام به رویای سبز
سلام به گل یاس
سلام به نیکی که دل توست
سلام به زیبایی
سلام به اغوش باز
به سینه داغ
به دل نرم
سلام به چشم های قشنگت
سلام به ماه
و سلام به تاج ماه
ادم های بد نفرت انگیز اند
ذاتشان پلیده
نمک به حرومند
تو چشاشون شیطون لونه کرده
وای خدا اینا چیه افریدی
حیف نبود تو افرینش تو اینا هستند
من که سر در نمی ارم
تو اینا را انداختی به جون ادم های خوب
مثل گرکی که دنبال اهو می کنه
مثل یه خرس گرسنه
به هیچی رحم نمی کنه
خیلی نفرت انگیز اند ادم های بد
پناه می برم به تو ازشر اونا
کامنتی زیبا از دوست مهربونم تاج ماه
| |||||
| |||||
نمی دونم چرا این طوری می شه
باورش خیلی سخته
دوستی سرابی بیش نیست
می خواهی بگی که دوستت دارم
مگه طرف باور می کنه
هزار توی ذهنش نمی گذاره
می گه باور نکن
تو از کجا می دونی طرف داره راست می گه
حق هم داره
دنیا دنیای فریب و نیرنگه
من بهش حق می دم
خودم چی
به خدا نمی دونم چی کارکنم
دلمو گذاشتم کف دستم
گفتم بیا ببین
ببین توش هیچی نیست
با چه حرارتی امد و با چه حرارتی رفت
باورم نمی شه
یه جورایی همه امان گرفتاریم
ممکنه من پاپتی باشم
ممکنه من سر به هوا باشم
نه من سر به هوام
مگه می شه
چرا نمی شه
پاپتی تو را چه به دوستی
خدا می دونه تو دل من هیچی نیست
نه هزار تویی داره
و نه دوست داره کسی را فریب بده
فریب که کار شیطونه
من چرا باید شیطونی کنم
مردک هوایی شده است
مال حرام جانش را فسرده است
و چه شیرین است دسترنج دیگری را خوردن
می رقصد از شادی
فریب برایش معنایی افسون گر دارد
خودش را عقل کل می داند
شیطان در درگاهش سجده می کند
شبنمی روی دلم نشسته
فردا صبح می شه
افتاب در می اد
شبنم هم می پره
دل من دو باره گرم می شه
شب که می شه خیلی
خوبه دل من ارومه
شبنم هم به نرمی می اد روی دلم می شینه
چه خنک
دلم صفا می گیره
خستگی را در می کنه
می شه تر و تازه
من شبنم خیلی دوست دارم
رو دلم که هست منم ارومم
دوست ندارم صبح بشه
شب خیلی خوبه
تو شبه که عشق گل می کنه
من شب و شبنم را دوست دارم
سرما که می اد
منم کم کم خدا حافظی می کنم
می رم به عالم خواب
تمام برگ هام می ریزه
لخت لخت می شم
تنم می دم به باد و طوفان و سرما
تا بهار دو باره بیاد تا گرما دو باره بیاد
کاشکی منم یه درخت بودم
خواب زمستونی را تجربه می کردم
این لباسا چیه تو تن ماست
لباس هایی که همه اش به هم فخر می فروشیم
درختا زمستون که می شه خودشون می تکونند
باغ تو زمستونم خیلی قشنگه
می دونی اخه گلا دارن اون زیر سرک می کشند
یه دفعه بهار که می شه
هزاران گل و گل برگ به دنیا می ان
وای چه جشنی
منم کاشکی یه درخت بودم
تو زمستونا به خواب می رفتم
اخه خسته شدم
منم خواب اصحاب کهف را دوست دارم
منم زمستون و بهار را دوست دارم
حیف که زمستونو و بهارم یکیه
قناری گرسنه می خونه ؟
دل گرفته می تونه شاد بشه ؟
ازتو سنگ چشمه در می اد
سبزه سبز می شه
اما دل گرفته چی ؟
دلی که زخمی شده
هی این و اون بهش سنگ زدند
تا تونستند بهش نیش زدند
خونی اش کردند
نمی دونم با دل خونی ام چی کار کنم
باور کنید به کسی هم کاری ندارم
قناری دل من نمی خونه
چشمه دلم خشک شده
ابی نداره
اشکم نمی اد
خدایا تو که می دونی
تو که از دل من خبر داری
تو که می دونی من به کسی کاری ندارم
این شیطون ها چی می گن
قناری دل من نمی خونه
گلی نیست
دری نیست
باغی نیست
دوستی نیست
خدا می دونه به کسی کاری ندارم
یه دوستی می خواهم بهش راز بگم
قناری دلمو تو دلش پرواز بدم
با هم پرواز کنیم تو اسمون ها
چه خوب می شه شیطون ها نفهمند
ندونند ما کجاییم
دوست من کجایی ؟
شادی را دوست دارم
زیبایی را دوست دارم
نور را دوست دارم
شراب را دوست دارم
شرابی که خماری ندارد
نوری که غروب ندارد
زیبایی که پیری ندارد
خدایا دل من ابی ندارد
بارانی نیامده است
کویر شوره زاری است
که گیاهی هم جرات روییدن در ان ندارد
نه من شادی را در این سراب نمی یابم
نورش مانا نیست
و زیبایی اش دو روزی نیست
و شرابش مستی می اورد و فراموشی
به چه درد می خورد
این زندگی سراسر درد و رنج
من دلم به چه خوش باشد
به دوستم که اونم نیست
تمام شد
چی ؟
زندگی
مگه فکر دیگه هم می کنی
اون گلی که می گفتم دل به افتاب داده بود
دیگه نیست
چند روزی گل برگ هاش بود
حالا دیگه اونم نیست
پدر بزرگم یادته چه چشای قشنگی داشت
چه مهربون بود
چشاش خونه مهربونی بود
مادرم بزرگم هم همین طور بود
اما اونا نیستند
فقط یه خاطره اند تو ذهن من
منم فردا که خیلی هم دیر نیست یه خاطره ام
نمی دونم برای چی این همه مردم ازاری می کنیم
زندگی مگه چیه
هیچی نیست
این فرعونتو تو دریا غرق کن
خودت غرفش کن
من که موندم این ادما چرا این قدر حریص اند
حسود اند
خناس اند
منافق اند
و همه هم خودشون فرشته می دونند
زندگی من تو کویره
تو دریای مرده
دریای مرده که مروارید نداره
دریای مرده که ماهی نداره
دلم گرفته
بارون هم بیاد به درد من نمی خوره
سبزه ایی در دل من نیست
گلی نیست
تا چشم کار می کنه کویره
تو اسمون ستاره ها برق می زنند
اما من چی
به کدوم ستاره دل خودم خوش بکنم
ستاره ایی ندارم
دوستی ندارم
به خدا خسته شدم
ادما می تونند خیلی ازار بدن
دل من مرده است

