غار تنهایی
تنهایی خوب چیزی است
انسان با خودش است
کاری با کسی ندارد
البته اگر بگذارند
انهایی که ادعا می کنند
تو را دوست دارند
من تنهایی را دوست دارم
تو خودم هستم
با کسی هم دعوایی ندارم
سر هیچی
کاری با هم نداریم
اگر با کسی کاری نداشته باشیم
دعوایی هم نیست
من در غار تنهایی خود خوشم
می دانید غار تنهایی من کجاست
غار تنهایی من نزدیک خودم است
خیلی دور نیست
عار تنهایی من در کوهستان نیست
در دشت و دمن نیست
همین نزدیکی است
غار تنهایی من ماشینم است
خیالتان راحت شد
ماشینم دوست دارم
ان را بر می دارم
به یک گوشه ایی
می روم دور از مردم
دور از هیاهو
می روم صندلی عقب ماشین
کیفم را می گذارم ریر سرم
کتابی اگر داشته باشم می خوانم
بعدش می روم تو خودم
کسی هم با تو کاری ندارد
این طوری خیلی خوب است
از مردم دورم
از خانه دورم
عار من هم این است
چه کنم
من که نمی توانم بروم
به کوهستان
ان عاشق فومنی رفت
اما من نمی توانم
غار من همین ماشین است
غار خوبی است
بخاری هم دارد
گاه وگدار که سردم می شود
بخاری را روشن می کنم
چه گرمای مطبوعی دارد
گرمای بخاری ماشین
من تو خودمم
امروز داشتم
فکر می کردم
با این که چشمام بسته بود
اما نور می دیدم
برایم عجیب بود
این نور از کجا بود
نمی دانم
غار من همین جاست
غار تنهایی من همین جاست
راستی من دیوانه نیستم
همین چند روز پیش دکتر بودم
باور کنید
ناروایی ها من را می رنجاند
نامردی ها
پلشتی ها
پستی ها
حسادت ها
با این حساب غار تنهایی
من خیلی خوب است
از این ها دورم
غار تنهایی من من اذیت نمیکند
شادی را انجا احساس می کنم
دوستم می گوید تو خیالاتی هستی
دیوانه ایی
مستی
نه باور کن
نه دیوانه ام و نه مستم
از این شهر فراری ام
همه با هم دعوا دارند
این همه دادگاه
این همه مامور
یک قوه برای دعوا ها
ببین چه کار زاریه
من تو غار تنهایی خود خوشم
شادی می کنم

