تبليغاتX
اناهیتا

قمری ها امدند  

روی لبه یکی از پنجره ها هشت تای از انها نشسته اند

سرشان همه تو هم هست

غذای مهربانی در لبه پنجره است

تند تند دارند غذا می خورند

چه مهربان اند

دعوایی نمی کنند

یکی از انها نیز روی لبه پشت بام نشسته  است

چند کلاغ ازمیانه  دو ساختمان پرواز کنان رفتند

اسمان ابری است

 یکی از همسایه ها نیز روی پشت بام به کبوترها می رسد

بچه ها در زمین چمن بازی می کنند

دختران زمین بازی ندارند

کمتر بازی می کنند

برای همین هست که در دانشگاه بیشتر قبول می شوند

کاری دیگری نمی توانند بکنند

حالا که نمی توانند بازی کنند

توی دانشگاه  هم به جای پسر ها روی میز کلاس های درس می نشینند

لباس های تنگ و چسبان می پوشند

پسر ها می میرند

موهایشان را مش می کنند

چه رنگ های دلنوازی

کارخانه های رنگ اروپایی فروش خوبی دارند

دختر ها شلوار تنگ لی می پوشند

مانتو های کوتاه

پسر ها پرسه می زنند

دختر ها نازاند

پسر ها با ان لباس های من دراوردی تو ذوق ادم می زنند

اه اه چه لباس های زشتی

کمر بندهای پت و پهن

شلوار های پاره

موهای سیخ سیخ

نگاه های زشت و بد

ادم های تنبل

خیلی که بخوانند حال کنند

بساط قلیان راه می اندازند

دخترها حق دارند

حق دارند  پسر ها  را از دانشگاه ها دور بریزند

قمری ها سیر شدند

نوشته شده توسط علی رحیمی در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 15:0 | لينک ثابت |
 
offshore