ابیانه
این گزارش مربوط به زمستان سال قبل است ان را نوشته بودم و دیدم حیف است ان را در وبلاگم قرار دادم .
ابيانه، دُرّ درخشان کرکس
19 بهمن تصميم گرفتم به ابيانه بروم، ماسوله ديگر آرميده در دل کوههاي کرکس استان اصفهان- شهرستان نطنز ،روستايي سرخ رنگ،با آب چشمه هاي فراوان، و درختان سر به فلک کشيده چنار!اما ترديد داشتم اگر به ابيانه بروم شب را در کجا اقامت کنم. اما تابلوي ابتداي عوارضي آزاد راه کاشان-اصفهان توجه ام را به خود جلب کرد.اين تابلو ما را به اقامت در هتل ابيانه دعوت مي کرد. باورم نمي شد. اين که ابيانه هم صاحب هتل شده است، بيشتر مناطق توريستي و پر جاذبه کشورمان فاقد امکانات اقامتي است،بنابراين تصميم ام را گرفتم و از جاده قديمي کاشان-نطنز به سمت ابيانه حرکت کردم.در فاصله اي نزديک از نطنز و جنوب بادرود و مدفن امامزاده آقا علي عباس(ع) در پهنه کوير تابلوي ابيانه به چشم آمد. جاده فرعي را به سمت جنوب پچيدم.22کيلومتر راه از بر جاده قديمي نطنز تا ابيانه در پيش است.هواي ملسي بود، نه سرد ونه گرم. در سمت راست روستاي هنجن در کنار جاده و با فاصله يک رودخانه ديده مي شد و چندين روستاي ديگر نيز در مسيرمان بود. جاده با شيب ملايمي به سمت ابيانه کشيده شده بود.
کوههاي کرکس با حريري از برف پوشيده بود. اطراف جاده تميز و پاکيزه بود و خوشبختانه خبري از پلشتي کيسه هاي پلاستيکي و ظروف يکبار مصرف پراکنده در اطراف جاده نبود.کوهستان آرامش ابدي داشت، دست نخورده و بکر.آب زلالي هم در کنار جاده و در بستر رودخانه ي کم عمق جاري بود و مراتع از انبوه بوته هاي خودرو پوشيده بود.هيچ صدايي به گوش نمي رسيد و چه سکوتي!زمين خيس از برف و باران بود و به اميد رويشي دوباره تا امدن بهار روز شماري مي کرد. آسمان در وراي پاره ابر ها آبي و آبي بود.از صدا و دود خبري نبود،مي شد هواي سرشار از اکسيژن را با تمامي وجود تنفس کرد و از آن لذت برد.آسمان و زمين پيوندي جاودانه داشتند و دست هاي نا مهربان انسان ها آن دو را از هم دور نکرده بود. دم دماي غروب بود و خورشيد مي رفت تا در پس کوههاي برفي غروب کند.دقايقي تا غروب مانده بود که ابيانه سرخ پوش نمايان شد.هتل با نمايي شبيه به نماي معماري خانه هاي روستايي آمدنت به ابيانه را خوش آمد مي گفت.قصد ماندن داشتم، پس بدون فوت وقت به هتل رفتم و اتاقي براي اقامت گرفتم. ورودي هتل ابيانه بسيار ديدني بود. با بوته هاي وحشي ابيانه و آويز هاي اسپند تزئين شده بود.انگار گام به تاريخ نهاده ايم.صاحب هتل خانم خوش ذوقي است.در انتهاي سالن بزرگ نهار خوري ، قسمت چايخانه سنتي بود.با قاب هاي کاه گلي به رنگ سرخ! و موزه اي تمام عيار از اجناس پيشينيان! انواع سماورهاي قديمي!فانوس ها و گرد سوز هاي تاريخي! قليان هاي ديدني، و قنديل هاي اسپند ابيانه سرتاسر اين چايخانه را در خود گرفته بود.صاحب و مدير هتل ابيانه سرکار خانم عصار کاشاني است و از اين که اين هتل را با چه مرارتي ساخته و اشياي اين موزه را فراهم آورده است.او گفت: هميشه وقتي به ابيانه مي آمدم، دلم مي گرفت از اين که توريست ها وقتي براي ديدن ابيانه مي آمدند، جايي براي استراحت و اقامت نداشتند و مجبور بودند به سرعت و از روي ناچاري ابيانه را ترک کنند. اوائل سال 1380 بود که تصميم گرفتم ، خانه مسکوني ام را در ابيانه براي اقامت توريست ها آماده کنم. ابتدا 4 اتاق و 2 سرويس براي ميهمانان احداث کردم.از اين اقامتگاه کوچک اما با صفا استقبال خوبي شد.پس از مدتي اين انديشه در ذهنمان باليدن گرفت که براي مسافران ابيانه هتلي احداث کنيم و کارمان را وسعت دهيم. اين ايده را با خانواده در ميان گذاشتم. موافق بودند، پس عزمم را جزم کردم و کار وزندگي ام را در تهران رها کردم و تمام وقت به اينجا آمدم. همسر و فرزندانم نيز به ياري ام آمدند، خودمان دست به کار شديم و 6600 متر مربع زمين را از دل کوه سنگ سار بيرون کشيديم و براي احداث يک هتل آبرومند در نظر گرفتيم.ابتدا هيچ کس باور نمي کرد که موفق شوم، چرا که من يک زن هم بودم ! اما با ياري خدا اسکلت هتل 30 اتاقه در 4 طبقه بالا رفت، آنگاه بود که مسئولان فرمانداري نطنز و استانداري به کارمان ايمان آوردند و کمک ها شروع شد. فرمانداري نطنز آستين همت را بالا زد. براي ادامه کار ديگر توش و توان نداشتم، حدود 40 درصد کار ساخت به همراهي همسرم رضا استاد علي انجام شده بود که با مساعدت مسئولان شهري "بانک رفاه" به کمک مان آمد و يک وام 5 ميليارد ريالي براي اتمام کار در اختيارمان گذارد و کار پس از آن بود که با سرعت بيشتري پيش رفت، و مجموعا 5000 متر مربع بنا احداث شد، با 30 اتاق و با امکانات هتل 5 ستاره براي اقامت ميهمانان.
اوايل سال جاري بود که هتل آماده پذيرايي از ميهمانان داخلي و خارجي شد، البته هنوز مقدار کمي از کارها مانده است که به زودي تمام مي شود.
خانم عصار کاشاني در ادامه گفت: هنوز باورم نمي شود که توانستم اين کار را تمام کنم، اما تشويق هاي مکرر مسئولان و دعاي خير مردم ابيانه، کمک کارمان شد و اين هتل بالاخره آماده شد.
خانم عصار کاشاني گفت: تاکنون ميهمانان سرشناسي از داخل و خارج به اينجا آمده و از هواي دلپذير و کوهستاني ابيانه بهره مند شده اند، رئيس جمهور سابق سوئيس ، شهردار کويت، سفراي کشورهاي اروپايي و 3 تن از وزرا و معاون رئيس جمهور از اين هتل ديدن کرده و ما را تشويق کرده اند. مردم نيز نهايت لطفشان را نيز نثار ما کرده و با محبتهايشان ما را در ادامه راهمان دلگرم کرده اند.
خانم عصار کاشاني در ادامه به مشکلات خود اشاره کرد و گفت: اگر من سرمايه خودم را در جايي ديگر مصرف کرده بودم شايد چندين برابر آن براي خود سود کسب کرده بودم، اما عرق وطن، و عشقي که به اين کار و مردمم داشتم، همه هستي و زندگيم را براي اين کار نهادم و از کاري که کرده ام راضيم اما توقعم اين است که مسئولان و مردم ابيانه نيز هرکاري از دستشان برمي آيد براي رونق اين کار کمک کنند، مشکل بزرگي که اکنون دارم ، مسئله تامين آب هتل است.البته آب در ابيانه و پايين دست روستا به اندازه کافي وجود دارد، اما در ناحيه اي که ما هستيم آب کمي وجود دارد.از دهداري ابيانه و فرمانداري نطنز و سازمان آب درخواست ميکنم براي تامين آب اين هتل ما را ياري کنند يا اجازه حفر چاه بدهند.
وي همچنين گفت: هتل داري در ايران به صرفه نيست و کار بسيار سختي است و محدوديت هاي فراوان دارد. ورود توريست ها مثل سابق نيست و کمتر شده است و بنا به عادت نه چندان خوب هموطنانمان نيز فقط ايام عيد و تابستان مسافرت ميکنند در حاليکه اين مي تواند براي من خطرساز باشد. بازپرداخت اقساط وام دريافتي با بهره 16 درصد نيز برايم واقعاً سنگين است.من از مسئولان سازمان گردشگري مي خواهم براي جلب توريست بيشتر همت کند مگر نه اين است که صنعت توريسم در دنيا حرف اول را ميزند.تبليغ جاذبه هاي توريستي ايران مي تواند توريست هاي بسياري را رهسپار کشورمان کند.بدون اغراق روستاي ابيانه با ويژگي هاي منحصر به فردي که دارد در جهان نظير ندارد ، روستايي با فرهنگ 4000 ساله. چار طاقي"هرپاک" (آتشکده) بنايي بازمانده از دوران ساساني است.البته اين بنا بعدها بازسازي شده است.
خانم عصار کاشاني در ادامه به جاذبه هاي گردشگري روستاي ابيانه اشاره کرد و گفت: معماري اصلي اين روستا، خشت، گل، آجر و تير چوبي است.سابقه تاريخي آن مربوط به قبل از اسلام مي باشد، قدمت زبان مردم ابيانه به دوران هخامنشيان و ساسانيان باز مي گردد. لباس محلي زيباي زنان مربوط به دوران صفويه و لباس مردان شبيه به لباس سنتي بختياريها است. ساختمان هاي کهن روستا با پوششي از خاک سرخ رنگ در شيب يکدست و يکنواخت در دامنه خاکستري کوه قرار دارد. کل اين روستا در تاريخ 30/5/1354 در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده است.
وي اضافه کرد: روستاي ابيانه به واقع موزه اي است که يادگارهاي تاريخ ايران را از عصر باستان تا امروز در برگرفته است و بهترين مکان هاي تاريخي ابيانه شامل مسجد جامع ، مسجد حاجتگاه، مسجد يسمان، مسجد پرزله، امامزاده يحيي و عيسي (ع)، آتشکده هرپاک، خانقاه ،آب انبارها، حمامها،چشمه ها وچندين خانه تاريخي است.
خانم کاشاني در ادامه از مسجد جامع ابيانه گفت: مسجد جامع ابيانه تقريبا در ميانه روستا واقع شده است و تک مناره چهار گوش آن با خشت ساخته شده است. نماي کاهگلي مسجد بسيار ساده است و در يک عقب نشيني از معبر دروردي چوبي منقوش زيباي آن قرار دارد.مسجد جامع داراي دو شبستان است . سقف چوبي شبستان اصلي با تزئينات زيبا و طرحهاي هندسي بر روي ستون هاي قطور چوبي قرار گرفته و سر ستون ها نيز به صورت چندپهلو تراش داده اند.در سقف اين شبستان نورگير زيبايي با چوب ساخته شده است که فضاي داخلي را در طول روز روشن مي کند.شبستان ديگري با اختلاف چند پله در سطح پايين تري قرار دارد. ارتفاع سقف آن حدود 2 متر است.در اين شبستان يک محراب مزين به آيات قرآن با خط کوفي گلدار منبت کاري شده و يک منبر قهوه اي رنگ قرار دارد که هر دو متعلق به 1000 سال پيش هستند.
شب را در اين هتل زيبا با چشم اندازي از کوههاي پوشيده از برف کرکس اقامت مي کنم و فرداي آن روز به اتفاق حمزه استاد علي فرزند سرکار خانم عصار کاشاني براي بازديد از ابيانه راهي خيابان مرکزي ابيانه مي شويم . خيابان اصلي ابيانه بسيار پاکيزه و در فاصله هاي کوتاه سطل هاي زرد رنگ زباله نصب شده است. خيابان جدول گذاري و آسفالت يکدست و صافي خيابان را تا به درون روستا هدايت مي کند. هيچ زباله اي در خيابان نيست و بعضاً زنان و مردان ابيانه اي با لباس هاي محلي رنگارنگ در حال آمد و شد در خيابان اصلي ابيانه هستند،اما سکوت در همه جا حاکم است. پيرزني چالاک در حال عبور است و به زبان محلي آهسته آواز مي خواند. از جوانان بيکار در روستا خبري نيست. نماي اکثر خانه ها با خاک سرخ تزئين شده است اما مي شد معدود خانه هايي را ديد که از اين قاعده معماري پيروي نکرده اند و همين از زيبايي معماري يکنواختي که در روستاي ابيانه وجود دارد، کاسته است.خوب است سازمان ميراث فرهنگي از ازدياد چنين قاعده اي در ابيانه به شدت جلوگيري کند و اگرنه چندان زماني نخواهد کشيد که ساختمان هاي ناهمگون با بافت اصلي ابيانه که نماي سرخ معرف آن است در گوشه و کنار ابيانه خودنمايي کنند. و به طور قطع اين اصالت ابيانه را در خطر جدي قرار خواهد داد.دهداري ابيانه مي تواند در مجوزهاي صادره براي ساخت و ساز در اين روستا نهايت ظرافت و دقت را لحاظ کند.
پس از گشت و گذاري کوتاه در کوچه و پس کوچه هاي ابيانه که انسان را به اعصار گذشته ميبرد به موزه مردم شناسي ابيانه مي رويم که در ميدانگاهي ابيانه قرار دارد.موزه اي با نماي کاهگلي سرخ رنگ و با گنبدهاي دوار. موزه به رغم کوچکي فضاي دل انگيزي را براي بازديدکنندگان فراهم مي آورد. ورودي آن نيز 2000ريال است.انواع ابزار و آلات مردم ابيانه نظير دوک نخ ريسي ، لباس هاي محلي، وسايل دفاعي و ... از ديدني هاي موزه مردم شناسي است.
سري هم به چشمه سارهايي که از دل پرمهر کوههاي کرکس آب و آباداني را براي مردمان ابيانه و باغ هاي پر طراوت گردو و سيب به ارمغان مي آورند، مي زنيم. آب مصفا و زلال در دل جويبارها جاري است و چنارهاي تنومندي که ريشه هاي خود را در اعماق زمين فرو برده اند و در کنار جويبارها سر به آسمان داده اند تا صفاي ابيانه را براي بازديدکنندگان صد چندان کنند و راستي ما که از ديدن ابيانه سير نشديم.گويي در درخشاني است در دل کوههاي کرکس و در فاصله نزديکي از پهنه کوير سوزان کاشان-نطنز. غنيمتي فرحبخش و روحنواز براي مردمي که به اينجا مي آيند تا لختي بياسايند و از دود و دم براي ساعتي هم که شده دور بمانند و تجربه تاريخ را از نزديک با جان و دل خود لمس کنند و دست همه کساني را که براي عمران و آبادي اين سرزمين مي کوشند ، مي بوسيم و به همت و تلاششان ارج مي نهيم.
خانه بهداشت، دبستان و دبيرستان، فروشگاه تعاوني، آب لوله کشي، خيابان هاي پاکيزه و دوست داشتني و هتل موزه ابيانه و موزه مردمشناسي از يادگارهاي ديدني ابيانه تاريخي است.
به اميد آنکه آيندگان قدر اين در دردانه کرکس را بدانند و پاسش بدارند.

