امروز گلی را دیدم
گلی امده از دشت
تن شسته از باران
دلم را ربود
جانی بود
جامی بود
رنگی از مهربانی با خود داشت
نباتی داد
نباتی دادم
دلی داد دلی رادادم
بوسه ایی داد بوسه ایی دادم
جانم را نواخت
جانش را نواختم
و مهربانی را چه خوب می شود داد و ستد کرد
پس این همه دشمنی برای چیست ؟
نوشته شده توسط علی رحیمی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 23:28 | لينک ثابت |

