تبليغاتX
اناهیتا - الهیه

الهیه

 امشب سالگرد در گذشت عموی من بود همان عمویی که من یک بار از او تعریف کردم همان عموی مهربانی که در زندگی جز کار خیر هیچ کار دیگری نکرد مردم دوست بود و خیرخواه  و خودش هم خیلی دوست داشتنی بود اما همین عمو به بیماری سختی گرفتار شد و حدود یک سالی زندگی گیاهی داشت  و در زمان رحلت از این دنیا فقط استخوانی از او مانده بو د او کارمند بانک کشاورزی بود اسم او هم محمود کرباسی بود  و اکنون نیز در اما مزاده باغ فیض دفن شده است درست  در پایین دست اخرین پله ورودی به محوطه این امامزاده  خدایش بیامرزد  خوب من هم دعوت بودم این مراسم در باشگاه بانک کشاورزی بود باشگاه این بانک هم در الهیه بود در خیابان شاهد . من برای این که در ترافیک بعد از ظهر گیر نکنم زودتر راه افتادم و از اتوبان چمران و از ورودی بلوار افریقا به سمت الهیه رفتم  و با پرس و جو این خیابان را یافتم  برج های سر به فلک کشیده در کوچه و پس کوچه های این منطقه چشم را می نواخت  و در بیشتر کوچه ها ساخت ساز بود و در بسیاری از برج ها هم به نظر می امد کسی ساکن نیست نمی دانم اما بیشتر چراغ ها خاموش بود  و در کوچه و خیابان هم کارگران بنایی بودندکه تازه دست از کار کشیده و در حال رفت و امد بودند  من زودتر از همه رسیده بودم و هنوز کسی نیامده بود این بود که ماشینم را همان جا پارک کردم  مقابل باشگاه بانک خوب این باشگاه در جایی خوبی واقع شده ست  یک درخت خشک هم در بیرون از باشگاه بانک کشاورزی دیده می شد  به نظرم درخت زبان گنجشک بود من به نگهبان باشگاه گفتم چرا این درخت خشکیده است و این خوب نیست  ان هم دم در باشگاه بانک کشاورزی  قدری با او صحبت کردم او گفت قیمت اپارتمان  در این منطقه  حدود  متری  7 تا 8 میلیون تومان  است  اپارتمان ها وسیع و بزرگ به نظر می رسید برج های زیادی هم در حال ساخت و ساز بودند در همین زمان زنی با شلوار لی تنگ با مانتویی کوتاه در حال عبور بود  .

نوشته شده توسط علی رحیمی در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 22:36 | لينک ثابت |
 
offshore